من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم.......در دلم سر سویدای تو باشد
- جرائم و گناهان متفاوتند، بعضی بزرگ و بعضی کوچیکن، بعضی آثار سوء اجتماعی دارن و بعضی فقط به ضرر خود مجرمند. بعضی علنا انجام میشن و مجرم درصدد پرده دری و لجاجته و بعضی هم مخفیانه هستن. از طرفی اصل واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر هم برای حفظ ارزشهاست و معنای تسامح و تساهل توجه به درجات و مرتبه های این گناهان و جرائمه! در بعضی موارد عفو و گذشت لازمه و در بعضی موارد دیگه تذکر کافیه. در این موارد در اسلام شدت عمل نشون دادن در برخورد با گناهکار خود گناه محسوب میشه و نتیجه هم معکوسه.
از نظر اسلام مجرم مانند بیماره که همونطور که معالجه بیماری تن درجه های مختلف داره معالجه بیماران روحی و روانی هم مراتب و درجاتی براش محسوب شده و چه بسا اسلام در بعضی موارد جایی برای عفو و گذشت باقی گذاشته! در سوره آل عمران آیه ۱۵۹ خداوند خطاب به حضرت رسول می فرماید: به مرحمت خدا تو با آنان نرم خو شده ای و اگر خشن و سخت دل بودی از دور تو پراکنده می شدند، پس آنان را ببخش و برای آنها آمرزش بخواه و با آنان در کارها مشورت کن.
در کلمات قصار نهج البلاغه شماره ۱۹ اومده: از لغزش افراد دارای مروت و مردانگی گذشت کنید زیرا اگر هر یک از آنان بلغزد دست خدا در دست اوست و او را بلند می کند.
در نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر اومده: دل خود را با رحمت و محبت و لطف نسبت به رعیت آمیخته کن و بر آنان درنده حمله ور مباش زیرا آنان دو گروهند: یا برادر دینی تو و یا همچون تو انسانند، لغزش آنان زیاد و حوادث برای آنان پیش می آید و از دست آنان گناهی به طور عمد یا خطا سر می زند. نسبت به آنان عفو و گذشت داشته باش مانند آنچه دوست داری خدا نسبت به تو عفو و گذشت داشته باشد، تو بر آنان سلطه داری و ولی امر تو بر تو و خداوند بالای ولی امر توست! از بخشش پشیمان مشو و از عقوبت خوشحال مباش.
بر همین اساس میشه نتیجه گرفت که بالاخره حکومت با خشونت و زدن و بستن دوام نخواهد آورد، اونچه ضامن بقای حکومت و دولته محبت و گذشت به انسانهاست حتی اگر واقعا مجرم باشند، مگر در حال ضرورت و اهمیت موضوع و طرد کردن افراد گناهکار از جامعه و ترک معاشرت با اونها نیز جایز نیست مگر در جایی که طرد اونها و ترک معاشرت به طور موقت به منظور تنبه و بیداری اونها باشه و در روح و روش اونها اثر بذاره و و در خیلی از موارد معاشرت و رفع مشکلات اونها و بها دادن به اونها و مشورت با اونها در کارها موجب تنبه و جذب اونا به جامعه اسلامی میشه و در این صورت معاشرت و بهادادن به اونا لازم و واجبه و این مهم در شیوه حضرت رسول و ائمه معصومین نمونه های زیادی داره.
پی نوشت:
میلاد کرامت و رافت و مهربانی "امام رضا (ع)" بر همه دوستان مبارک. فردا در اعتراض به بازداشتهای اخیر "روزه سیاسی جوانان سبز کشور" برگزار خواهد و مراسم افطار در ساعت 5 و نیم مقابل زندان اوین برگزار خواهد شد.
دیروز به همراه یکی از دوستان نمایشگاه مطبوعات بودم. به آخر جریان ورود آقای کروبی و استقبال سبزها و لباس شخصی ها از ایشون رسیدیم. گویا مقابل خبرگزاری فارس لباس شخصی ها به ایشون حمله ور شده بودن. امروز تیترهای اول بسیاری از روزنامه ها از نگاه خودشون به حادثه پرداخته بودن که در بین همه اونها یادداشت اول روزنامه "حیات نو" با عنوان "مرد روزهای سخت" از همه زیباتر بود. این یاداشت از "حمید قزوینی" رو جهت مطالعه دوستانی که نخوندن اینجا میارم:

|
مهدى کروبى را همه مىشناسند چه آنها که با مواضعش موافقند و چه آنها که در زمره مخالفانش قرار دارند. اما من مىخواهم از منظرى متفاوت به مهدى کروبى نگاه کنم. ديروز او به نمايشگاه مطبوعات آمد تا از حقوق شهروندىاش در بازديد از يک نمايشگاه عمومى بهرهمند شود. حضور او با استقبال پرشور مردم و به ويژه جوانان همراه شد و صحن و شبستان مصلى را شعارهاى حمايتآميز از مهدى کروبى و ميرحسين موسوى آکنده کرد. اينجا بود که شمارى که نمىخواهم نامى برايشان بگذارم تلاش کردند به اين روحانى سرشناس و مورد تاييد امام حملهور شده و او را مورد ضرب و ايذا قرار دهند. اين اولين بار نيست که کروبى مورد حمله قرار مىگيرد. اجازه دهيد به چند مورد از آنها اشاره کنم.
1- ليلهالضرب: در تاريخ معاصر و حوادث مرتبط با آغاز نهضت امام خميني(س) حادثهاى وجود دارد که به ليلهالضرب مشهور است. پس از تبعيد امام به ترکيه طلاب و فضلاى جوان حوزه از هر فرصتى براى تجليل از امام و زنده نگهداشتن ياد او استفاده مىکردند. يکى از شيوهها نداى صلوات بر محمد(ص) و آل طاهرينش بود که با ذکر نام امام سرداده مىشد.
ماجرا از اين قرار است که در پايان مجلس ختمى که از سوى يکى از مراجع در مسجد اعظم قم برگزار شده بود تعدادى از طلاب به سر دادن صلوات براى امام پرداختند. با شنيدن اين ذکر نزديکان و مريدان آن مرجع تقليد به طلاب حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند اين واقعه که با هدف سرکوب حاميان امام و ايجاد رعب و وحشت به وقوع پيوست ليلهالضرب نام گرفت. مهدى کروبى در آن شب بيش از همهمضروب شد و بيش از همه مقاومت کرد تا آنجا که از او با عنوان قهرمان ليلهالضرب ياد مىکنند و البته از عوامل و ضاربان آن حادثه يا نامى نمانده و يا به نيکى نام نمىبرند.
2- دفاع از امام داخل اتوبوس: چند سال بعد مهدى کروبى در حالى که در شهر تهران در اتوبوس نشسته و به سمت غرب تهران در حرکت است گفتوگوى 2 نفر عليه يک روحانى را از نزديک مىشنود. آن روحانى که بعد از انقلاب در گروههاى برانداز عضويت مىيابد از نام و چهره مطلوبى برخوردار نبوده...
کروبى تا اينجا وارد بحث نمىشود اما به يکباره يکى از آن دو با بهانه قرار دادن رفتار آن روحانى به ايراد تهمت و بدگويى امام مىپردازد که کروبى وارد بحث شده و به آنها توضيح مىدهد رفتار آن فرد ربطى به امام که مظلومانه دوران تبعيد را مىگذراند ندارد. اما بر سخن خود اصرار و به کروبى حمله مىکند. در مقابل کروبى هم بر آشفته شده و به مقاومت و دفاع از امام مىپردازد. تلاش کروبى در آن لحظات موجب همراهى مردم و ساير مسافرين شده و همگى به مخالفت با آن فرد مىپردازند.
3- روزهاى اخير: کروبى روز قدس و ديروز در نمايشگاه مطبوعات هم با ايذا و اذيت مواجه شد.
زندگى کروبى نشان مىدهد که او از حمله مخالفان و کتک خوردن ابايى ندارد. اتفاقا پدر او مرحوم شيخ احمد کروبى نيز روحانى انقلابى و وارستهاى بود که حملات مخالفان و تهمتهاى آنها در اراده انقلابىاش خدشهاى ايجاد نمىکرد. به همين دليل به برادران عزيز ضارب و خشونتطلب عرض مىشود که مهدى کروبى «کتکخورده» انقلاب و راه امام است و از کتک خوردن در مسير آرمانها و اعتقاداتش هيچ واهمهاى ندارد. حوادث گذشته به خوبى اين ادعا را ثابت مىکند. حوادثى که همگى به نفع کروبى تمام شد . کروبى مرد روزهاى سخت است. |